|
وبلاگ شخصی فرزاد کمانگر
|
||
|
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم!! |
اگر کودک مادر را نگاید ، به ناچار باید پدر بزاید.سرآغاز وفرجام پدر بودن مصرف نکردن است.
پدر _وضع موجود تکرار طرد ابژه ی مصرف _مادر ،قربانی گری امیال خویش است.کژاندیشی عامیانه ای که بورژوازی آنرا قناعت می خواند.
ادیپ مصرف وادیپ میل هر دو ناشی از اینهمانی سرکوب میل به مصرف کالا _ مادر است.میل به مثابه ی کالا ،درست زمانی که می خواهد مصرف شود سرکوب می شود.ما بیشتر از اینکه مصرف کنیم به تخریب خو می گیریم.عادت به اختگی همان عادت به وضع موجود است. میل به مصرف میل _کالا درست در بزنگاه پدر سرکوب می شود.آری پدر در لحظه ی مصرف فرا می رسد.
جامعه ی طبقاتی با وارونگی تصاویر رنگارنگ وغیرواقعی اش ، اخته شدن کودک توده را می خواهد چنان توجیه می کند که تسلط مادر _کالا توسط پدر _بورژواری ، مادری دیگرگونه را سالهای بعد به کودک هدیه کند،درست آنزمان که کودک مادر را ضمنی فراموش کرده است.
جامعه ی طبقاتی به کودک اخته شده هدیه ای می دهد چرا که هیولی مادر برای تکرار سلطه به پدر نیازمند است.کودک قربانی جامعه ی طبقاتی ست. کودک _ میل اخته شده به پدر_سلطه ، بدل می شود چرا که مادر_مصرف را نگاییده است.
فاصله ی اخته شدن تا بازتولید پدر _وضع موجود 1 چیز را رسمیت می بخشد: پدر وقوانین نانوشته اش.پدر بودن تنها وظیفه ایست برای بازیابی قدرت و گردش این قدرت، وظیفه ای که تنها در قانون واقعیت تعریف شده اش شکل می پذیرد.
پدر به مثابه ی قانون نانوشته ، این بار قانونش را نهادینه می کند : پدر - میل - اختگی –ادیپ-طرد کودک وباز پدر وپدرو پدر .
واقعیت موجود ،اقتدار پدر است وحقیقت غایت ،کشتن پدر!!!!
مارکس با بازشناسی سرکوب ابژه ی مصرف وپنهان کردن سرمایه _ میل از پدر به پدر خواهد رسید وبه طرزی اسطوره ای مرگ پدر را در تخاصم پدران پیش بینی می کند.
مارکس به تعبیر فروید : " پسر بودن غایت اش پدر بودن است ، پدر بودن غایت اش سلطه گری " .
باز تکرار می کنم :
واقعیت موجود اقتدار _ بورژوازی ست وحقیقت غایت کشتن پدر _ بورژوازی!!!!
|
|